چرا باید هدفگذاری کنیم؟ فرض کنید در یک شب زمستانی مه غلیظی همه جا را فرا گرفته و شما در حال رانندگی هستید. لحظه‌ای که متوجه می‌شوید تا فاصله 10 متری را نمی‌بینید چه احساسی خواهید داشت؟ احتمالا اولین احساس شما توام با اندکی ترس است.

حالا اگر مه ناپدید شود، شما تا آنجا که نور چراغ‌های جلوی اتومبیل‌تان اجازه می‌دهد را خواهید دید. اولین احساس شما چیست؟ حالا با احساس آرامش، پا را از روی ترمز برداشته و روی گاز می‌گذارید، تنها چیزی که تفاوت کرد چشم‌انداز شما بود. هدفگذاری، ترسیم چشم اندازی روشن از آینده است.

آنها که هدفی در زندگی دارند با جسارت‌ترند و سختکوش‌تر و در برابر موانع سرسخت‌تر. بی‌شک هدفمندی باعث قدرتمندی است. و اینک فرایند هشت گامی هدفگذاری عالی:

  • گام اول: تجسم خود در افق چند ساله
  • گام دوم: انتخاب از بین آرزوها
  • گام سوم: هوشمندسازی اهداف
  • گام چهارم: تحلیل هم‌افزایی اهداف
  • گام پنجم: تحلیل جامعیت اهداف
  • گام ششم: تحلیل امکان‌پذیری اهداف
  • گام هفتم: مکتوب کردن اهداف
  • گام هشتم: اعلان اهداف

 

گام اول: تجسم خود در افق چند ساله

در گام اول لازم است که ذهن خود را آزاد آزاد کنید و به آنچه دوست دارید که در چند سال (مثلا 5 سال آینده) برسید فکر کنید. لازمه این مرحله، فکر خلاق، تجسم و پرسش‌های هوشمندانه از خود است.

 

گام دوم: انتخاب از بین آرزوها

در این گام باید از بین رویاها و آرزوهایی که در گام قبلی به آنها رسیده‌ایم، انتخاب کنیم. چرا که ما عمر حضرت نوح (ع) را که نداریم. اما چگونه؟ با انجام دادن سه تست:

  • تست نیازمندی
  • تست علاقمندی
  • تست توانمندی 

تست نیازمندی: اینکه کدام یک از آرزوهای من ضروری‌تر و مهم‌تر است. برخی اهداف جذاب هستند اما باید بدانیم که کسی که به کارهای غیرمهم می‌پردازد از کارهای مهم باز می‌ماند. شاید یاد گرفتن موسیقی خیلی جذاب باشد اما ضرورت و اهمیت به پایان رساندن پایان‌نامه ضروری‌ترین است.

تست علاقمندی: به کدام‌ها علاقه داریم؟ کدام هدف هست که در من نسبت به آن یک شوق و ذوق درونی وجود دارد!

تست توانمندی: باید از خودم بپرسم در چه چیزهایی استعداد داریم؟ بیل گیتس مدیر و کارآفرین بزرگی است اما شاید نقاش خوبی نباشد و پیکاسو نقاش خوبی است اما لزوما مدیر خوبی نیست.

 

بعد از اینکه آرزوهامان را در برابر این سه تست قرار دادیم، می‌توانیم از بین آرزوها، اهدافی را انتخاب کنیم که هم ضروری هستند هم به آنها علاقمندیم و هم در آنها توانمند.

 

گام سوم: هوشمندسازی اهداف

اهداف باید هوشمند باشند هوشمند یعنی SMART

  • Specific (مشخص)
  • Measurable (قابل اندازه‌گیری)
  • Attainable (دست‌یافتنی)
  • Reasonable (منطقی)
  • Time bounded (زماندار)

نمونه: حمید برای خود چنین هدفگذاری کرده است: به پایان رساندن مقطع کارشناسی ارشد در حقوق جزایی از دانشگاه تهران با معدل بالای 18 تا سه سال آینده.

  • این هدف مشخص است چون دقیق زوایای هدف را گفته است.
  • قابل اندازه‌گیری است چون سه چیز قابل اندازه‌گیری دارد، معدل، دانشگاه و سه سال.
  • دست‌یافتنی است چون حمید معدل و پیشینه خوبی در دوره لیسانس دارد.
  • منطقی است چون در راستای دیگر اهداف حمید است و این هدف در تست علاقمندی و توانمندی و نیازمندی نمره خوبی آورده است.
  • Time bounded (زماندار)، چون گفته شده تا سه سال آینده.

 

گام چهارم: تحلیل همافزایی اهداف

زمانی که اهداف‌مان را تک به تک از نظر نیازمندی و توانمندی و علاقمندی و همچنین هوشمند بودن می‌سنجیم. ممکن است برخی چیزها از دست‌مان در برود. یکی از معیارهایی که می‌توانیم مجموعه اهداف را بسنجیم این است که آیا اهداف همدیگر را تقویت می‌کنند که به این حالت می‌گویند: هم‌افزایی یا هم‌نیروزایی. یا اینکه اهداف متناقص و در تضاد با هم هستند. مثلا دو هدف افزایش مهارت‌های مطالعه و قبولی در کارشناسی ارشد هم‌افزا هستند. چرا که هر دو به تحقق هم کمک می‌کنند.

 

گام پنجم: تحلیل جامعیت اهداف

اهداف ما ممکن است که هم هوشمند باشند و هم هم‌افزا، اما جامع نباشند. فراموش نکنیم ما که قارچ نبودیم که بیاییم بالا. آیا همراهان ما، پدر و مادر و همسر و ... در زندگی در اهدافی که برای خود تعیین کرده‌ایم سهمی دارند؟ در تعیین اهداف باید دیگران رو هم درنظر گرفت: خدا، خانواده، جامعه، محله، همکاران و ... در ضمن هدف نباید باعث ضرر به دیگران شود!

 

گام ششم: تحلیل امکانپذیری اهداف

ممکن است بگویید که ما که در هوشمندسازی اهداف، یک بار امکان‌پذیری هدف را سنجیدیم، دوباره چرا؟ جواب این است که تک تک اهداف ممکن است امکان‌پذیر باشد اما وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، تحقق همه آنها در آن محدوده زمانی که در نظر گرفته‌ایم امکان‌پذیر نباشد. پس باید مجموعه اهداف را تحلیلی دوباره بکنیم و در صورت سنگین بودن اهداف، کمی از سختی و سنگینی‌اش بکاهیم.

 

گام هفتم: مکتوب کردن اهداف

تجربه نشان داده است که مکتوب کردن اهداف نقشی بسیار کلیدی دارند و هیچ چیز (حافظه خوب) جای آن را نخواهد گرفت. مکتوب کردن اهداف سه فایده دارد:

  • فایده اول: نصب اهداف پیش روی چشم‌تان در مکان‌های مختلف، یادآوری اهداف و در نتیجه جلوگیری از روزمرگی
  • فایده دوم: امکان ارزیابی تحقق و رسیدن به اهداف در فواصل زمانی متعدد. آیا در راستای هدف سه ساله‌ام در این شش ماه پیشرفت اساسی داشته‌ام
  • فایده سوم: امکان ارزیابی آن در سال‌های آینده و بررسی موفقیت‌ها و عدم موفقیت‌ها و درس گرفتن از گذشته خود

 

گام هشتم: اعلان اهداف

مکتوب کردن اهداف یکی از روش‌های ایجاد تعهد درونی است. اما اعلان اهداف یکی از روش‌های ایجاد تعهد بیرونی است. می‌توانید اهداف خود را زیر شیشه میز کارتان که همه می‌بینند قرار دهید. قاب بگیرید و روی دیوار نصب کنید. آن را در یک جلسه خانوادگی بیان کنید. آن را با بهترین دوستتان در میان بگذارید. آن را در وب‌سایت یا وبلاگ‌تان منتشر کنید و ... همه اینها کمک خواهد کرد که هدف شما، یک هدف واقعی شود.